من و ويولن

 

هميشه وقتی ساز ميزنم همه چيزايی كه اتفاق افتاده رو فراموش ميكنم ... از لحظات و خاطرات خوب گرفته تا خاطرات بد ... احساس می كنم كه سازم فقط يه تكه چوب و چند تا سيم و آرشه ای از موي اسب نيست بلكه يه چيزي مثل يه روح توش وجود داره ... احساس می كنم سازم يه موجود زنده است ... واقعا عزيز ترين چيزی كه توی زندگيم دارم سازمه ... ساز عزيزم خيلی دوستت دارم ...

ممكنه خندتون بگيره يا بگيد كه من ديوونه ام ولی بايد تجربه كنيد تا متوجه بشيد كه من چقدر سازم رو دوست دارم ...