...
عبور باید کرد.
صدای باد می آید،عبور باید کرد.
و من مسافرم،ای بادهای همواره!
مرا به وسعت تشکیل برگ ها ببرید.
مرا به کودکی شور آب ها برسانید.
و کفش های مرا تا تکامل تن انگور
پر از تحرک زیبایی خضوع کنید.
دقیقه های مرا تا کبوترهای مکرر
در آسمان سپیدغریزه اوج دهید.
و اتفاق وجود مرا کنار درخت
بدل کنید به یک ارتباط گمشده ی پاک.
و در تنفس تنهایی
دریچه های شعور مرا به هم بزنید.
روان کنیدم دنبال بادبادک آن روز
مرا به خلوت ابعاد زندگی ببرید.
حضور « هیچ » ملایم را به من نشان بدهید...
سهراب سپهری
+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۸۷ ساعت 14:2 توسط نیلوفر
|
به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفريد.